تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )
477
تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )
موزينگر ، مونومانتا سيرياكا ج 2 ص 68 س 22 و ص 72 س 2 ) ظاهر مىشوند . رئيس ايشان « پيگان سالار » به معنى رئيس ژاندارمرى آمده است « 1 » ( موزينگر ص 65 س 26 ) . در بعضى نواحى نامهاى باستانى ملّى رؤساى آن برجاىمانده بود اگرچه دارندگان آن نامها و عناوين ديگر رؤسا نبودند و به درجهء عادى تنزّل يافته بودند . چنان كه در نواحىاى كه از قديم از ارمنستان جدا شده بودند ولى هنوز به طور كامل يا نيمهتمام ارمنىنشين بودند ، عنوان پتهاخش pteachs ( و يا به تلفّظ ديگر ) بر جاى مانده بود « 2 » . قبايل وحشى كوهستانى و چادرنشين تابع رؤساى باجگزار خود بودند ( چنان كه امروز نيز همينطور است ) و فقط به نحو سست و نامحكمى عضو دولت نسبة منظّمى را تشكيل مىدادند . از كيفيّت همكارى اين قدرت مستقيم پادشاه با قدرتهاى موروثى و محلّى و نيز از همكارى و روابط فئودالها با قدرت نظامى و تشكيلات ادارى در اين دولت مطلقه نمىتوانيم تصوّرى داشته باشيم . مسلّما اوضاع در نواحى مختلف و در زمانهاى مختلف خيلى فرق مىكرد . قدرت حاكمى كه در ناحيهاى دور حكومت داشت و در آن ناحيه داراى ملك و ثروت بود غير از قدرت حاكمى بود كه در يكى از نواحى مجاور دجله حكومت مىكرد و هر آن در دسترس شاه و زيرنظر او بود . و يا با يك رئيس خاندان ماميكنى و يا بگراتى ، حتّى پس از انضمام ارمنستان ، نمىتوانستند مانند يكى از رؤساى محلّى دشت خوزستان رفتار كنند « 3 » .
--> ( 1 ) - اين همان كلمهء اركى پذوس مذكور در كارنامه قديسه سيره ( بند 24 ) است ، در متن سريانى « ريش رغلايه » است ( لاند ، قصص سريانى ج 3 ص 285 س 2 ) . رغلايه - پيگى است . ( 2 ) - رجوع شود به ZDMG ج 33 ص 159 پاورقى . ( 3 ) - بهعلاوه وضع ارمنستان هميشه غير عادى بوده است ( حتى در زمان تسلط عربها ) و اگر كسى بخواهد وضع آن را براى مطالعه و فهم اوضاع نواحى ديگر مأخذ قرار دهد بايد با احتياط كامل رفتار كند .